محمد يوسف حريرى
122
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
بدن مىبرند ) و وريد ( كه خون را از بدن به قلب باز مىگردانند ) تقسيم كردهاند . به نظر مىآيد كه در آيهء شريفه مطلق مرگ مراد است ، اعم از شريان و وريد . و معنى آيه چنين است : ما به انسان از وريدش ( كه در تمام اعضاى او گسترده است ) نزديكتريم ( قاموس قرآن ) حج ( ح جّ ) وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ ( حج - 28 ) 1 . نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء حج 2 . در اصطلاح فقه آهنگ خانهء خدا و زيارت بيت اللّه است با انجام مراسم و تشريفاتى . انجام اعمال و مناسك خاصى است در مكان خاص ( مكه ) در زمانى خاص ( ماههاى حج ) . حجازيون شهرت قراء مكى و مدنى نزد علماى تجويد . مدنيان عبارتند از نافع و ابو جعفر و مكى ابن كثير است ( ريحانة الادب ) حجت رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ( نساء - 165 ) پيامبران و اوصياى آنها را از اين جهت حجت مىگويند كه خداوند به وجود آنها بر خلق احتجاج كند و اينكه آنها دليلند بر وجود خدا و گفتار و كردارشان دليل است بر نياز مردم به قانون آسمانى ( معارف و معاريف ) حجت استوار قرآن را گويند . ( فرهنگ رشيدى - برهان قاطع ) حجت بالغه قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ ( انعام - 149 ) - آن دليلى است كه هركس به آن متوسل شد هرگونه شك و شبههاى را ريشهكن مىكند . حجت خدا صحيح و رساست زيرا او حجتش بر حق و مفيد علم است . امام جعفر صادق ( عليه السلام ) فرمود : خداى تعالى روز رستاخيز به بندهء خويش مىگويد آيا مىدانستى ( و گناه كردى ) اگر بگويد آرى . مىفرمايد چرا بدان چه مىدانستى عمل نكردى ؟ و اگر بگويد نمىدانستم مىفرمايد چرا ياد نگرفتى تا عمل كنى . در اين موقع فرو مىماند . با همين حجت او را مجاب مىكند و اين است معنى حجت بالغه . ( مجمع البيان ، فرهنگ لغات قرآن - ج 2 - ص 82 ) حجر ( ح ) وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ ( حجر - 80 ) 1 . نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء حجر 2 . حجر دهى ( شهرى ) است در يك منزلى وادى القرى در جنوب « تيه » در مسير كاروان مدينه و شام و آن كوهستانى بود كه مردم آنجا ( از بقاياى قوم عاد و ثمود ) خانههاى بسيارى در كوه ساختند ( دائرة المعارف قرآن كريم - اصطلاحات و تعريفات نفايس الفنون ) حِجْراً مَحْجُوراً يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ وَ يَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً ( فرقان - 22 ) اصطلاحى بوده است در ميان عرب كه وقتى به كسى برخورد مىكردند كه از او مىترسيدند براى گرفتن امان اين جمله را در برابر او مىگفتند و مخصوصا رسم عرب اين بوده كه در ماههاى حرام كه جنگ ممنوع بود هنگامى كه كسى با ديگرى رو